تجــــــــــــــــــــــــربه تلخ عاشقـــــــــــــــــــــی

ای عشق........



                      برای همیشه دوستت خواهم داشت.......


                                                                                                                                                                                                             وجودم تقدیم به تو. *M*


@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@.... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@..................... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..................... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@........... ...@@..........@@...............@@@...@@@......... @@@..................... @@@@@@@......@@........@@..................@@@.@@........... @@@..................... @@@@@@@.........@@@@@.....................@@@@@............@@@@@@@@


 


+نوشته شده در بیست و سوم مرداد 90 ساعت03:24 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

به خیال کدامین آرزو ... صفای با تو بودن را از من گرفتی ... لعنتی



تو آنجا من اینجا همه راست می گفتند تو کجا من کجا..؟!



خیانت که می کنی دیگر خیالت راحت است میدانی که مرده وجدانت را می گویم اگر داشته باشی.



سخته وقتی کسی رو که دوستش داری رهات کنه ولی از اون سختر اینه که فکرش اسمش یادش رهات نکنه.....!



درد دارد وقتی میرود و همه میگویند دوستت نداشت و تو نمیتوانی به همه ثابت كنی كه هرشب با عاشقانه هایش خوابت میكرد



یکی نیست به این دل بگه...!!! وقتی اون تورو نمی خواد...... تو چه اصراری به خواستن داری؟!!!



وقتی کسی تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون اون چیکار میکنی شرمنده دلت باش که به تو اعتماد کرد .


امیدوارم كسی كه براش مهم نیستید براتون مهم نشه.




بعضی وقتا باید صبر و گذشت و نجابت و ... را بذاری کنار ! چشماتو ببندی داد بزنی "هر چی" دلت می خواد بگی !! چرا؟؟ . . چون حقشونه!!



+نوشته شده در پانزدهم فروردین 91 ساعت11:43 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی را چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری

سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

 و شانه راست من کاملا خیس شد.

و

و

و

و

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر

توی چش و چالمان نرود دوقدم ااز هم دورتر راه برویم.

.

.

.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو......        

+نوشته شده در دهم فروردین 91 ساعت12:11 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

لعنت به تو که بمن گفتی
تو سخترین لحظه ها کنارتم
و دریغ از اینکه سخت ترین لحظه ها رو
خودت برام رقم زدی !!!



یک شب یک غریبه میاد میشه همه کَست... و یک شب همه کَست میشه یک غریبه



حکــــــــایت تلخیستــــــــــ

مانده ام بـــرای تـــــ ـ ـو ...

رفتــــه ای بــــــرای دیــــگری !!!


هر بار که به من نزدیک می شوی...

باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت!

از من فاصله بگیر...

خسته ام از امیدهای کوتاه.



خـیـلـی سـخـته ...

دلـت بـودنـش رو بـخـواد ،

ولـی بـه نـبـودنـش عـادت کـنـی !


یه خیابونایی....یه عطرایی..... یه آهنگایی.... یه تکیه کلامایی.... یه لباسایی..... یه کارایی... یه روزایی... یه پارکایی.... یه فیلمهایی.... یه عکسایی.... یه .... اینا شاید هیچی نباشن، اما گاهی خیلی عذاب آورن برای یه آدمایی!!!!



نیستٍــش ، نمیدونم کجاست ، چه میکـنــه ، ولی میدونم که ندارمش ...
هیــچ وقـت نخـــواستــم کـه تــورو بــا چشمــات بـه یــاد بیــارم ...
نمیخــواستم که تـو رو، تــو گــم ترین آرزوهام ببینــــم ...
نمیخــواستم که بی تـــو به دیوارا بگم، هن..



با گفتن یک" عزیزم جایت خالیست !

"نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر !

فقط ...دل خوش می شوم که هنوز ،بود و نبودم برایت مهم است



لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز
من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!
تو بخند به امروز . . . من میخندم به فرداهایت . . .



بدترین احساس دنیا اینه که نتونی کسی رو دوست داشته باشی چون هنوزم قلبت با اونیه که شکستش

+نوشته شده در نهم فروردین 91 ساعت12:35 قبل از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

به سلامتیه تو تویی که این متنو میخونی...... تویی که دلت شکست ولی مرام داشتی، تنها موندی..... ... ... اما معرفت داشتی...... تو دختری که تو این روزای سخت از خیلی از نامردای مرد نما مقاومتری محکمتری.... تو پسری که تو این روزای سخت از خیلی زن نما های سنگدل با احساس ترى،لطیفتری نه میگم بی خیال.... نه میگم خوش باش....... بابت خوردن مهر با ارزش آدم رو پیشونیت داری بها میپردازی...... به نظرت نمی ارزه؟ می ارزه خوبم می ارزه............ به سلامتیت...


چه عدالت جالبی

من از دل می‌نویسم

تو با چشم می‌خوانی

تازه ، اگر بخوانی ،

"اگر"


بعضی آدمهــــــا یهـو میــان. . . . !
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !
یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !
یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !
... ... بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !
یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !
یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !
یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . .



مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذارسـخـت باشم و سـرد!!

بـاران کـه بـاریــد...
چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!

خـورشـیـدکـه تـابـیـد...
پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!

اشـک کـه آمـد...

دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!



یه وقتایی آخرش که از طرفتون خدافظی میکنین یهو اسمتونو صدا میزنه...
وقتی میگین جــانم...
ناغافل جمله ی "دوستت دارم" رو که میشنوین !
یهو دلتون هـــــری میریزه و به رابـــــــطه امیدوارتر میشین...



بعضی آدمـــا...!!
مثـل دیـــوارای هستن که...!!
تـازه رنــگ شـدن...!!
نــباید بــهشون نـــزدیک بـشی...!!
چه بــرسه کـه بخــوای بهشــون تکــیه کـــنی...!!



کاش دهخدا میدانست ؛
دلتنگی؛
اشک؛
فاصله؛
محبت...
تعریفش فقط دو حرف بود . . . "تو"




تمام عاشقانه ها را
روی همین دیوارِ مجـــازی می نویسم ...
از لج ِ تو ... ...
از لج ِ خودم ...
که حاضر نبودیم یکبار
واقعـــــــی به هم بگوییم شان




گیر کرده ام عجیب

میان حقیقت و تو...

تو در طالعِ من هستی ولی

در شناسنامه یِ او..!


همیشه نمی شود

زد به بی خیالی و گفت:

تنهـــــــــــا امده ام تنهـــــــا می روم...

یک وقت هایی

شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...

کم می اوری

دل وامانده ات

او را می خواهد


+نوشته شده در بیست و یکم اسفند 90 ساعت12:53 قبل از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

حسرت یعنی رو به رویم نشسته ای و باز خیســـــی چشمـــانم را آن دستمال خشک بی احساس پاک کند حسرت یعنی شانه هایت دوش به دوشم باشد اما نتوانم از دلتنگی به آن پناه ببرم حسرت یعنی تـــو که در عین بودنت داشتنت را آرزو می کنم...



+نوشته شده در چهاردهم اسفند 90 ساعت11:25 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت : تنها آمده ام ٬ تنها می روم ... یک وقت هایی ٬ شاید حتــــی برای ساعتی یا  ای ٬‌  میاوری ! ... دل وامانده ات یک نفر را می خواهد



به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم


نه !! جلوتر نیا ... میترسم بودنت را باور کنم ......




اون عاشقته و تو نه...هرچی بهش می گی برو،نمی ره.............بعد یه مدت تو عاشق اونی و اون نه....هرچی بهش می گی بمون، نمی مونه..... :|




+نوشته شده در چهاردهم اسفند 90 ساعت07:52 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

خدایا کسی راکه قسمت کس دیگریست سر راهمان قرارنده...
 تاروزهای دلتنگی اش برای ماباشد وخوشی شبهایش برای دیگری...


نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نا مهربان بودیم ورفتیم آخه اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم و رفتیم



می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند .

دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد برو فقط آرزو می کنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد آن قدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیرد


تا وقتی كه می خوامت،منو نمی خوای...وقتی كه كاملا از سرم افتادی و دیگه نخواستمت، دربه درم میشی....




گاهــی آدم دلــش میــخواهـد کفــش هاش را دربیــاورد ، یواشکی نوک ِ پــا , نوک ِ پــا .... از خودش دور شــود ، دور ِ دور ِ دور ...

+نوشته شده در چهاردهم اسفند 90 ساعت01:34 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

گاهــی آدم دلــش میــخواهـد کفــش هاش را دربیــاورد ، یواشکی نوک ِ پــا , نوک ِ پــا .... از خودش دور شــود ، دور ِ دور ِ دور ...




می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند .




خدایا کسی راکه قسمت کس دیگریست سر راهمان قرارنده...
 تاروزهای دلتنگی اش برای ماباشد وخوشی شبهایش برای دیگری...


+نوشته شده در چهاردهم اسفند 90 ساعت01:34 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم.....من... تو..... رقیبم...من از قید تو... او از قید من...و تو از قید خیانت



سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه، ولی هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود !



نداشتنت نخواستنت نبودنت همه قبول!!فقط لحظه هایی که هستی نگاهم کن.....همین!!!!





یکی از بهترین حس ها مال وقتی که ازش جدا میشی میای خونه دستات بوی عطرشو میده




قدر اشک ریختن هایت را بدان.بهتر از بغضی است که میماند،خفه میکند،میکشد اما نمیترکد.




تـو چـ ه مـی فـهـمـی حـال و روز ِ کـسـی را کـ ه دیـگـر هـیـچ نـگـاهـی دلـش را نـمـی لـرزانـد



مـن بـرای[تـنـهـا نـبـودن] آدم هـای زیـادی دور و بـَرم دارم ،آن چـیـزی کـ ه نـدارم ، کـسـی بـرای [بـاهـم بـودن ] اسـت



هـی #تـو وقـتـی مـی بـیـنـی بـ ه هـیـچ کـدوم از رفـتـارهـات اعـتـراضـی نـمـیـکـنـم فـکـر نـکـن آدم ِ ایـده آلـی شـدی بـلـکـ ه ایـن زنـگ ِ خـطـره ؛ آخـ ه دارم نـسـبـت بـ ه تـوام بـی تـفـاوت مـی شـم





یه وقتـایـی لازمـه یکــی کنــارت باشـه کاری نکـنـه‌ و حرفــی نزنــه هــا فقــط باشـه ..{-60-}




تنهایـــــــــــــــــی یعنی ......بنویسی برای او.....او دیگری را لایک کند.......





سلامتی کسی که هزاران کیلومتر ازش دوری ولی الان اونو تو بغلت حسش میکنی .... ♥‬


+نوشته شده در هشتم اسفند 90 ساعت03:04 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

بـی تـو ، کنـار ایـن هـمـــه خـاطـره نـشـســتــن دل مــی خواهــد... بــاور کـــن ...!


+نوشته شده در سوم اسفند 90 ساعت01:54 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

مینویسم ، برای آنکه هرگز نخواهد خواند


بد ترین فریب عاشق شدنه چون خودت رو به چیزی متعلق میكنی كه یه روزی از دستت میره !!!!!!!


خدایا من به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دل تنگم؟


هرگزفراموش نخواهم کرد که برای داشتن تودلی رابه دریا زدم که از آب واهمه داشت


فلانی…؟… میدانی؟… می گویند رسم زندگی چنین است : می آیند……. میمانند……. عادتت می دهند……. و می روند……. و تو در خود می مانی……. و تو تنهامی مانی……. راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها!؟


از خدا نخواه همه دنیا مال تو باشه ، از خدا بخواه کسی که همه دنیای توه مال کسی نباشه






+نوشته شده در سوم اسفند 90 ساعت12:44 قبل از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

دختركـــــــــــــ هیچگاه هم آغوشی هایت را با عشق مقایسه نكن..... هیچ مردی در رختخواب نامهربان نیست ...!


+نوشته شده در دوم اسفند 90 ساعت11:35 قبل از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

جای خالی ات را... با فرض پُر کرده ام... ..... حرامش باد آنکه پُر کرد جای مرا...



پارسال با او زیر باران راه افتم... امسال راه رفتمو او را با دیگری زیر باران چشمهایم دیدم... شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود...



من از خودم هم بریــــده ام تو مرا از " رفتنــــت " میترسانی؟!!




من از خودم هم بریــــده ام تو مرا از " رفتنــــت " میترسانی؟!!





گاهی ! مجبوری بُغضت را با یک مقدار آب فرو ببری و بگویی" خدا "بزرگه !!



بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم؛ وقتی حقیقت رو گفت کلا" خاموش شدم!!




اگر عاشق بودی می فهمیدی ، وقتِ دلتنگی یک آه چــقـــــــــــــــــــــــــدر وزن دارد...!


درست وقتی دوست داری درکت کنه...ترکت می کنه...........اینه قصه ی ما آدما !.!.!




+نوشته شده در دوم اسفند 90 ساعت11:03 قبل از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |





درد دارد وقتی همه چیز را میدانی و فکر میکنند نمیدانی ! و غصه میخوری که میدانی و میخندند که نمیدانی ...


+نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 90 ساعت02:16 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |

یه وقتی قدر همدیگه رو میدونیم که دیگه خیلی دیره

+نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 90 ساعت01:37 بعد از ظهر توسط غـــــــــــــــریبه | نظرات |